<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبگاه علوم اجتماعي  علوم و تحقیقات</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ برخي دانشجویان کارشناسی ارشد علوم اجتماعی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 10 Nov 2009 07:21:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;اگر كسي با برادرم چنين كرده بود ...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;فرشته هاشمي&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;«چه اشكالي داشت، در حالي كه عالي‌ترين مقام انتظامي كشور، تجاوز به عنف را براي امنيت جامعه بسيار خطرناك توصيف مي‌كند و از بدترين نوع جرايم در كشور مي‌داند و خواستار برخورد قاطع قضايي مي‌شود و اگر معاونت مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي از تشكيل 280 پرونده تجاوز جنسي در 4 ماه اول سال 88 خبر مي‌دهد، در هر جايگاهي از مسؤوليت‌هاي مربوطه كه قرار داريم ـ اعم از پليسي، قضايي، رسانه‌اي و...» از خود بپرسيم: براي تقويت جنبه‌هاي پيشگيرانه جرايم و قبل از مختومه شدن پرونده‌هاي تجاوزات، چه اقدامات آگاهي‌بخش بهتر و وسيعتري براي مردم انجام داده‌ايم تا بدين ترتيب عدد اقدامات مجرمانه دو افغان ضايعات جمع‌كن! آن هم به بهانه خريد خوراكي خوشمزه! به «14 كودك»، يا ديگري به «13 نوجوان»، و آن ديگري به «30 زن» و كسان ديگر هرگز به واژه «تعدادي» نرسد و از عدد «يك» هم تجاوز نكند.»&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 07:21:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این پرده صحنه ها دارد</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به نظر من تصميم هاي به ظاهر شگفت انگيز و جنجالي اخير محمود احمدي نژاد از قبيل انتصاب رحيم مشايي به معاون اولي، به رغم آگاهي از حجم اعتراض ها و پيش بيني مخالفت هاي هم مسلکان اصولگرا و مقاومت هاي لجاجت آميز در برابر مطالبه ها، تهديدها و دستورها و انتصاب او به رياست دفتر رئيس جمهوري که پست سياسي نافذتري نسبت به پست تشريفاتي معاون اولي است، آنقدرها نياز به رمزگشايي ندارد. اينها و نمونه هاي تازه تري از جمله برکناري چند وزير کابينه دولت نهم که آفتاب دوره اش لب بام است و احتمالاً تصميم هاي جذاب تري که روزهاي آينده گرفته خواهد شد، همه و همه ميوه هاي ريز و درشت يک سبد هستند. جناح به اصطلاح اصولگرا بايد خيلي پيش از اينها درمي يافت که سبد آقاي محمود احمدي نژاد سوا کردني نيست، درهم است. منصفانه بايد داوري کرد. محمود احمدي نژاد از همان روز که پا به ميدان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري گذاشت، حسابش را از مجموعه نام و نشاندار جناح راست جدا کرد و پرچم يکه تازي و استقلال را برافراشت. در تمام چهار سال گذشته دولت نهم عملاً و مرحله به مرحله در دو جبهه موازي دست به تصفيه سياسي زد؛ يکي در مورد اصلاح طلبان - که خيلي زود تا لايه هاي بسيار پاييني دستگاه اجرايي کشور ناگزير به کناره گيري و حذف شدند - که البته اين غيرمنتظره نبود. دوم در مورد اصولگرايان غيرژنريک يعني آنها که حتي اندک استقلال رايي داشتند يا به تصور رئيس دولت نهم «دورگه» بودند. همه تغييرات پي درپي که در رده هاي گوناگون در دولت نهم رخ داد، به منظور همين يکدست کردن بود نه ناشي از ناکارآمدي و عدم موفقيت که البته در مواردي، اينها نيز مزيد بر علت شد. به باور من به همان ميزان که جبهه به اصطلاح اصولگرا، در برابر جبهه اصلاح طلب تظاهر به يکپارچگي مي کرد و البته در برابر اصلاح طلبان نيز تا حد زيادي در کنار رفتار رئيس دولت نهم موضعي يکپارچه و هماهنگ داشت اما در درون خود دچار ازهم گسيختگي بسيار عميق - ناشي از تکروي و ناهماهنگي محمود احمدي نژاد- بود. چالش هاي پي درپي اکثريت اصولگراي مجلس هفتم و به ويژه رئيس آن در مورد معطل گذاشتن و عدم ابلاغ و اجراي مصوبات مجلس يا چگونگي تعامل در مورد راي اعتماد به کابينه آن دولت و قضايايي که به استيضاح و حذف علي کردان انجاميد، همه نشانه هايي از اين اندرون پريشان و ازهم گسيخته جبهه اصولگرا در برابر رفتار تکروانه محمود احمدي نژاد بود. البته در مواردي، اين شيوه برخورد شايد به دليل عدم محاسبه درست با يک مانع محکم مواجه مي شد و عقيم مي ماند مثلاً در قضيه جداکردن سازمان حج و زيارت از وزارت ارشاد و الحاق آن به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري. اما به هر حال مي توان شيوه آقاي احمدي نژاد در تصميم گيري هاي خود خواسته را به مثابه يک راهبرد سياسي و مديريتي تلقي کرد. دوره نهم رياست جمهوري با همه اين چالش هاي درون جبهه يي و ريزش هاي پي در پي همراهان سياسي اصولگرا سپري شد هرچند بخش واقع گرا و خوش خيم اصولگرايان در جريان انتخابات اخير، گره زلف سرنوشت خود را از محمود احمدي نژاد آشکارا گسستند تا سابقه يي موجه در افکار عمومي جامعه ايران از خود به يادگار باقي گذارند. اما اينک پس از انتخابات «رازآلود» و «شبهه ناک» اخير که هنوز پرونده آن نزد افکار عمومي مفتوح مانده، يک تناقض بزرگ همچون خوره همزمان به جان جبهه اصولگرا- که پشتيبان انتخاباتي احمدي نژاد بود- و نيز شخص او افتاده است. حاميان سياسي و تشکيلاتي او باورشان اين است که اگر با آن همه امکانات حمايتي و اقدامات «لازم» براي ادامه رياست جمهوري محمود احمدي نژاد وارد عرصه انتخابات نمي شدند، چه بسا هم اکنون رئيس دولت دهم يک شخصيت اصلاح طلب بود و به نظر من اين باور بيراه نيست. پس به طور منطقي انتظار دارند محمود احمدي نژاد به راهبرد «ناديده انگاري» هم مسلکان و حاميان سياسي در تصميم گيري هاي مهم خاتمه دهد. از سوي ديگر وي نشان داده اهل اين حرف ها نيست. نه تنها خود را وامدار هيچ شخص، حزب و جناحي نمي داند بلکه اساساً متد رفتاري او در گذار از رده هاي پايين به بالاي مديريتي همواره «از نردبان بالا رفتن» و پس از به مقصد رسيدن، آن را کنار زدن است. اين است آن تناقض جان سخت و به گمان من حل نشدني پيش روي جبهه اصولگرا و محمود احمدي نژاد که حل آن جز با حذف حمايت يا حذف حمايت شونده امکان پذير نيست و لابد چنين انگاره يي در حال و هواي کنوني متصور نيست. بايد به مجال بيشتري انديشيد. اين صحنه «پرده ها» خواهد داشت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 06:57:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;سناتور گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;سن پیتر گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;سناتور گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور» &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت، گرچه به خوبي روز اول نبود. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; FONT-FAMILY: tahoma, sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;امروز دیگر تو رای داده‌ای».&lt;/SPAN&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 May 2009 05:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جامعه شناسی آموزش و پرورش</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تاریخچه آموزش وپرورش :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1. &lt;B&gt;تمدن های باستان&lt;/B&gt; (تا قبل از ظهور اسلام )    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مقدمه &lt;/B&gt;: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاریخ آموزش همانا به اندازه عمر خود بشریت است . در حقیقت از آن هنگام که بشر ابتدایی به فرزندش با ایماء و اشاره چگونگی  پرتاب نیزه یا تیر و کمان را به جهت شکار نشان می داد ، آموزش شکار وادامه ح حیات را می داد . از آن موقع تا کنون که عصرتحولات و تغییرات تکنولوزی در جهان نام گرفته آنچه به شکل های مختلف و متنوع برای کاربرد ابزار وافزایش رفاه و... انسان صورت می گرفته آموزش بوده است &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 09:56:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خلاصه جامعه شناسی عمومی-دکتر منوچهر محسنی</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>مجموعه ي حاضرچكيده مطالب در خصوص جامعه شناسي عمومي ومباني جامعه شناسي است براي اطلاع ومطالعه بيشتر منابعي در پايان پيشنهاد مي گرددد  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخش اول:اصول و کلیات&lt;I&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصل اول: موضوع و محتوای جامعه شنا سی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعریف جامعه شناسی از نظر برخي از جامعه شناسان :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(اگوست کنت) بنیانگذار و واضع لغت جامع شناسی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وي  جامعه شناسی را علم به تجزیه و تشریح مظاهر حیات اجتماعی نامید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(امیل دورکیم) جامعه شناسی را علمی می داند که صور خاص و متفاوت حیات اجتماعی را که متکی به وجدان جمعی است،بررسی میکند.وی وجدان جمعی رادر حقیقت افکار، عقاید، ایده آل ها،ارزش ها و معتقدات می باشد، اهمیت بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(ماکس وبر) قصد دارد با تشریح مفاهیم ذاتی رفتار اجتماعی،به شناخت جامعه شناسی برسد و موفق به تبیین علمی آن گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (ژرژ گورویج) اعلام کرد که جامعه شناسی علمی است که پدیده های اجتماعی کامل، گروه های کوچک و جامعه های بزرگ را از نظر سیر تکوینی و انهدام آن ها مطالعه می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (تالکوت پارسنز) اعتقاد دارد که جامعه شناسی رشته ای است که نظامهای اجتماعی را مطالعه می کند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 08:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک صحبت از یک کاندید و یک امید تازه</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>«ميرحسين موسوي» دخالت برخي دستگاه ها در احوال شخصي مردم، اغراق ها و خودي و غيرخودي کردن مردم را منجر به ايجاد فضاي غمگين در جامعه ارزيابي کرد. به گزارش ايسنا مهندس موسوي در ديدار با جمعي از کشاورزان، نمايندگان و کارشناسان تشکل هاي کشاورزي گفت؛ «فضاي جامعه وقتي به حال خودش گذاشته شود، شاد و پر از دوستي است. مردم اختلاف سليقه ها را تحمل مي کنند و شبيه يک خانواده بزرگ با هم کنار مي آيند و همديگر را متعادل مي کنند و در سطح ملي هم چنين چيزي مي تواند شکل بگيرد. مشکل از اينجا شروع مي شود که دولت يا دستگاهي صف کشي مي کند و عده يي را خودي و ديگران را غيرخودي مي داند. در کنار اين روحيه تجسس در احوال شخصي مردم و خانواده ها نيز به کشور لطمه مي زند و با ارزش هاي انقلاب اسلامي و اعتقادات ديني ما به هيچ وجه سازگار نيست.»وي خاطرنشان کرد؛ «در فرهنگستان هنر آماري داريم مبني بر اينکه 300 ميليون سي دي در کشور اکثراً به صورت زيرزميني تکثير مي شود که نشان مي دهد مردم دل شان مي خواهد تفريح داشته باشند. وقتي سياست درستي در زمينه خلاقيت و ايجاد فضاي باز نداشته باشيم به سمت چنين وضعي پيش مي رويم که نمي توانيم آن را مديريت کنيم که به نفع مصالح جامعه هم نيست.»وي ادامه داد؛ «معتقدم مي توان فضاي شادتر و بهتري داشت. مشکل در عزاداري ها نيست؛ بالاخره مردم مذهبي هستند و عزاداري مي کنند، ولي اغراق ها و برخي دخالت هاست که مشکل ايجاد مي کند.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; سید عزیز!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم وقتی رئیس جمهور شدی هم به فکر پدری ملت باشی!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نبینم تو هم مثل دیگران گفته هات یادت بره!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم قیمومیت مردم، بجای مردم فکر کردن و بجای اونها تصمیم گرفتن رو شما هم از یاد ببری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطمئن باش اگر رای میاری به خاطر اینه که حرفهات حرف دل مردمه پس لطفا این حرف ها یادت نره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2009 05:49:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصلاحات: تعاریف و ...</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=5&gt;اصلاحات ، مبانی ، معانی و تعاریف&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درباره &quot; اصلاحات &quot; تعاریف زیادی از سوی صاحب نظران و اندیشمندان گوناگون مطرح شده است .اصلاحات از آن گونه مفاهیمی است که در تعریف آن اختلاف نظرهای زیادی دیده می شود .  البته هر کس حق دارد هرگونه تعریف یا باور از هر پدیده از جمله اصلاحات داشته باشد . نظر هر کس در جای خود محترم است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در باور بسیاری از شهروندان ایرانی آقای سید محمد خاتمی به عنوان رهبر اصلاحات شناخته می شود . گرچه خود ایشان چنین داعیه ای ندارند . امروز می خواهیم تعریف و مفهوم اصلاحات را در آیینه نگاه ایشان به تماشا بنشینیم . &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مفهوم اصلاحات&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;محورهاي  تعريف شده از اصلاحات توسط&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سيد محمد خاتمي&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در نشست هاي مربوط به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;B&gt;&lt;I&gt;&quot; تبيين مباني اصلاحا&lt;/I&gt;ت&quot; &lt;/B&gt;:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;1- يكي از اصول مهم اصلاح طلبي احترام به باز بودن فضاي بحث و نظر و بي هزينه بودن اظهار نظر كردن وآزادي بيان و فكر است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;2- در جريان بحث و گفت وگواست كه مي توان تكميل شد و بهبود و اصلاح پيدا كرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;3- رسالت اصلاحات در نظر عبارت است از بازسازي ذهن اجتماعي و تاريخي جامعه به گونه اي كه مردم به عنوان &quot;ملت&quot; بتوانند خود را باز يابند وقادر باشند كه در عرصه حيات سرزميني ، منطقه اي و جهاني به طور فعال حضور داشته باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;4- درك مقتضيات و تلاش براي رهايي جامعه از غفلت زدگي تاريخي و غفلت زدگي معاصر ، كار بزرگي است كه اصلاحات انجام مي دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;5- اصلاحات حركتي در جهت درمان دردهاي مزمن وكهنه جامعه از يك سو و دردهاي جديد و تازه آن از سوي ديگر است. سه درد شاخص و قابل لمس ما درد استبداد، درد استعمار و وابستگي و سلطه بيگانه برسرشت وسرنوشت كشورومنطقه و درد عقب ماندگي است . آنچه معتقدم كه جدي است و اگر حل شود بسياري از مسائل ديگر حل مي شود، اين است كه به جاي استبداد، آزادي و به جاي وابستگي ، استقلال و به جاي عقب ماندگي ، پيشرفت قرار گيرد و نيز در همه مراحل ، عدالت در جامعه برقرار شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;6- اين كه ما مهندسي اجتماعي كنيم از نظر علمي غلط است . البته هدايت جامعه از سوي مربيان صالح، امر ديگري است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;7- اصلاحاتي كه ما مي گوييم اين است كه اگر مردم سالاري، جامعه مدني و پيشرفت و توسعه مي خواهيم، راه اين ها از طريق دين است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;8- من&quot; انقلاب&quot; اسلامي را بزرگ ترين فراز &quot;اصلاحات&quot; 150سال گذشته در ايران مي دانم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;9- در دنياي امروز، دوري اخلاق از سياست فاجعه بار بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;10- مردم سالاري يك تقديرالهي وفرمان تاريخي براي جامعه ماست كه براي ملت در اين برهه خاص تاريخ صادر شده است و برآمده از وجدان بيدار و آگاه جامعه است و نيزمقتضاي روح زمانه ماست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;11- وقتي از عدالت و اخلاق صحبت مي كنم، نمي خواهم به بيان كلي اين مطلب اكتفاكنم ، بلكه مي گويم اگر اين دو مورد مهم هستند، بايد در قوانين آن نظام نيز تجلي داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;12- ليبرال دموكراسي هاي كنوني، همزمان، همراه ومستلزم ايجاد نظام سلطه بين المللي شده است. در اينجاست كه دين مي تواند چاره ساز باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;***&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حال بايد به داوري نشست كه آيا اين تعاريف و توصيف ها در باب اصلاحات، مي تواند راهگشاي ما در عبور از ناكامي هاي گذشته باشد و آيا از تكرار اشتباهات تاريخي گذشته اصلاح طلبان ايراني خواهد كاست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2009 05:32:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پایان سالی دیگر</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>سال ۱۳۸۷ هم با همه خوبی ها و بدی هاش داره تموم میشه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی از پس ۳۶۴ روز نگاهی به گذشت ایام میندازم!!! کمی از خودم خجالت میکشم!!چون :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- میتونستم کلی مطالعه مفید داشته باشم و نکردم و بهونه های الکی و بیخود براشون تراشیدم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- میتونستم کلی مطلب خوب بنویسم که ننوشتم و چندتا مسابقه رو هم الکی لکی از دست دادم نه بخاطر جایزه اش ها نه. دلم از این ناراحته که چرا فرصت خلاقیت رو از خودم گرفتم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- میتونستم کلی مطالب مفید رو یاد بگیرم که از خودم دریغ کردم و بجاش به امور بیخود و بیفایده مشغول شدم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- میتونستم کلی رفتارعاقلانه و بهنجار از خودم به یادگار بزارم که نکردم و همشون لکه های تاریک کارنامه امسالم شدن و علاوه بر اینکه خیلی ها رو از خودم رنجوندم باعث شدم که دوستای خوبم کمتر بشن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و کلی هم شاد میشم: چراکه:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلی کتاب خوب خوندم و مقاله ورق زدم و مطلب فهمیدم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلی دیدگاه های خوب و بدیع پیدا کردم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چندتا دوست خوب و ناز پیدا کردم که هر کدوم به طریقی کمک دستم بودند و یار و همراه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلی مطلب نو یاد گرفتم که هر کدومشون برام یه دنیای جدید رو باز کردن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلی چیز نوشتم که روحم رو تا حد زیادی راضی کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداااااااااااایا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; من اگه خوبم و یا بد، و اگه زشتم و زیبا، بنده خوان تو هستم، خلق درگاه تو هستم، تو کمک کن که بشم اونی که میخای، دوستای خوبی دارم، مهربون و پاک و زیبا، همشون رو حفظ کن، ای خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پدر و مادر و خانواده خوبی دارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برام نیگه دار همشون رو&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 06:45:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امیر حسین آریان‌پور كیست؟</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;امیر حسین آریان‌پور در سال 1303 در تهران زاده شد. خانواده مادری او از لحاظ تاریخ نویسی و ادب، در ایران عصر قاجار شهرت داشت. و خانواده پدری او به عنوان رهبر طایفه‌ای از عشیرة لر بیران‌وند كه به كاشان تبعید شده بود، در حاشیة كویر، شورش یا به اصطلاح دولتیان، «یاغیگری» پنجاه ساله‌ای به راه انداخته و مزاحم دولت تهران و حامیان داخلی و خارجی آن گردیده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; با آن كه خانواده او پس از تولد او، همواره زیر نظارت و فشار پلیس قرار داشت و به سختی زندگی می‌كرد، وی از چهار سالگی به همت مادرش، بانو فخر ایران سپهری كه برای آموزش و پرورش كودكان روشی خاص داشت،‌به درس خواندن پرداخت ودر دهه‌های بعد در ایران و لبنان و ایالات متحده آمریكا در رشته‌های متنوع تحصیل كرد و دوره‌های دكتری علوم اجتماعی و فلسفه و علوم تربیتی و ادبیات فارسی را گذرانید. ضمناً به سنت پدران خود، در ورزشهای گوناگون ورزیده شد و در وزنه برداری به مقام « قهرمان كشور» و « قهرمان خاور نزدیك» رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از سیزده سالگی به ترجمه و نگارش رو كرد و از پانزده سالگی به بعد جز معلمی كه در مواردی با كتابداری و ترجمه و كتاب نویسی همراه بود، شغلی پیش نگرفت. چهل سال معلمی كرد و در طی این مدت، از معلمی كودكستان و دبستان و دبیرستان، به استادی دانشگاه نایل شد و علی‌رغم فشارهایی كه پلیس بر او و خانوادة‌ او وارد می‌آورد، هرگز از عرصه مبارزه اجتماعی پای پس نكشید و حتی حاضر به خدمت در دانشگاه‌های خارجی كه كراراً او را برای تدریس و تحقیق دعوت كردند، نگردید. در ضمن تلاش برای پرورش ده‌ها هزار دانشجو، به فراخور نیازهای تكاملی جامعه، كتاب‌های متعدد به نسل جوان عرضه داشت. در سال 1359 بازنشسته شد و از آن پس اوقات خود را برای اتمام تحقیق فلسفی وسیعی كه سالها پیش شروع كرده بود، وقف كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آریان‌پور به لزوم دگرگونی عمیق جامعه ایران اعتقاد راسخ داشت. و برای این منظور، مبارزه همگانی دو سویه‌ای را خواستار بود: مبارزه با دیكتاتوری داخلی و امپریالیسم خارجی. به نظر او، این مبارزه همگانی دوسویه بدون بیداری اجتماعی و تشكل و ائتلاف گروه‌های متفاوت میسر نبود. از این رو چه در كار معلمی و چه در كار نویسندگی، محور فعالیت‌های او صرفاً بیدار كردن و به تشكل و ائتلاف كشیدن مردم مخصوصاً دانشجویان بود. به امید تحقق خواسته‌های خود، می‌كوشید كه بدون توجه به عنوان و برنامه ‌درسی‌هایی كه می‌داد و رشته‌ها و دانشكده‌هایی كه دانشجو‌یان در آن‌ها درس می‌خواندند، دانشجویان را به درك منطق واقعیت و تفكر خلاق و نگرش تاریخی برانگیزد. در این راه،‌لازم می‌دانست كه معلم به جای انتقال آموخته‌های خود به شاگرد، با او زندگی كند و برای حل مسائل طبیعت وجامعه، با او به همكاری بپردازد. وی معتقد بود كه انسان به حكم ضرورت، نسبت به حقایقی که به زندگی او مربوطند خود به خود كنجكاو است، آموزنده است، تكامل‌پذیر است بنابر این معلم می‌تواند بدون تشریفات و تحمیلات، در جریان عمل، با طرح پیوند‌های هزار لای واقعیت‌ها،‌ دانشجو را به عنوان انسان اجتماعی تاریخ‌ساز، به كشف حقایق و مخصوصاً نظام علیت هستی بكشاند و به تغییر واقعیت گرایش دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در وضعی این گونه، ذات آموزش و پرورش همانا پژوهش است. در كار آموزش و پرورش به معنی پژوهش، معلم عنصر فعال یا «دهنده»، و شاگرد عنصر منفعل یا «پذیرنده» نیست. هر دو فعال‌اند، هر دو با یكدیگر و به یاری یكدیگر می‌آزمایند، می‌شناسند، و در حینی كه با یكدیگر می‌آموزند، به یكدیگر می‌آموزانند. در این صورت رابطه آن دو نه رابطة رئیس و مرئوس است، نه رابطة ارباب و رعیت و نه رابطه فروشنده و خریدار. رابطه آن دو رابطه دو انسان دوست و همكار است، رابطه دو موجود همدل و هماموز است. پس آموزش و پرورش، به اصطلاح آریان‌پور، صرفاً «هماموزی» است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر انسان حق دارد و می‌تواند آزماینده و كاشف و خلاق باشد، بر اساس نظام علیت هستی، مجهول‌ها را معلوم گرداند، با درك روابط عمقی، بر عمق فلسفی دست یابد، هنر بیافریند و به تكامل خود و جامعه كمك كند. وسیله تحقق این هدف‌ها آموزش و پرورش است در معنی هماموزی، و هماموزی جریانی است دو سویه و ساده و مقرون به دوستی و همكاری. در حالی كه آموزش و پرورش به صورت مدرسه داریِ صوری كه از دیرباز موظف به تبدیل انسان زنده فعال به مستخدمانی كوتاه اندیش و فرمانبردار برای دربارها و اشراف بوده است، جریانی است یك سویی، پر تكلف و ملازم تحمیل و تحكم. در مدرسه‌داری صوری، معمولاً اطلاعات نظری به وجهی مصنوعی، تكه تكه می‌شود. هر تكه به صورت یك درس در می‌آید، و آن درس چون دور از عمل زندگی و بیهوده و ناگیراست، الزاماً با «شیوه‌های پلیسی و سربازخانه‌ای» تدریس می‌گردد. مثلاً درس مستلزم حضور اجباری است ( و آن تبدیل كلاس درس است به زندان). مستلزم حفظ و تكرار مطالب است (و آن معادل اطلاعات كورانه نظامیان است). مستلزم امتحان است (و آن در شمار بازجویی یا بازپرسی پلیسی است). مستلزم نمره دادن است (و آن تأیید و تشدید اختلافات فردی و تحكیم فردگرایی حیوانی است)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آریان‌پور مدرسه‌داری متعارف را به عنوان «دستگاه كارمند‌سازی» تحقیر میکرد، آموختن برنامه‌درسی معمولی را فرع، و تحقق بیداری اجتماعی را اصل می‌انگاشت و گریزان از هر گونه مقام و مشغله صوری و به اقتضای هماموزی، با دانشجویان در آزمایش و پژوهش و حتی زندگی خارج از مدرسه، همراهی و هماهنگی می‌كرد. بی تشریفات، همواره به یاران دانشجوی خود درس می‌داد و خود بدون تكلف، از آنان درس می‌گرفت. بدین مناسبت كلاس‌های او كانون خردمندترین دانشجویان بود. شاگردان كلاس‌های او عاشقانه و بی‌اعتنا به برنامه و دفتر حضور و غیاب و امتحان و نمره، به كلاس‌ها می‌شتافتند و بسا كسان كه تشنه حقیقت پژوهی بودند، از كلاس‌ها و دانشكده‌ها و حتی شهرهای دیگر، به كلاس‌های او روی می‌آوردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در نتیجه با آن كه وی ظاهراً به دسته یا فرقه یا حزبی معین متعلق نبود و در مبارزات متشكل گروه‌ها، مداخله علنی نداشت، با هماموزی ساده خود، دستگاههای پلیسی را نگران می‌ساخت و خود به زحمت می‌افتاد. در بیشتر دوره چهل ساله معلمی خود، پیوسته در معرض تهدید پلیس و دچار محدودیت‌ها و محرومیت‌های گوناگون، و همچنین مورد تخطئه و تحقیر و حتی استهزاء مزدوران و وابستگان پلیس و نیز استادان متفرعن فورمالیستی بود كه وظیفه خود را منحصر به «حاضر و غایب كردن» و جزوه گفتن و امتحان كردن و نمره به رخ دانشجو كشیدن و رد كردن دانشجو می‌دانستند. از این‌ها گذشته، با وجود حمایت هزاران دانشجو و گروهی از استادان مبارز از او، بارها از درس دادن و سخنرانی كردن و نشر مقاله و كتاب ممنوع، و از مؤسسات آموزشی اخراج شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; با این همه هرگز از امید و خوش‌بینی و نشاط مبارزه خالی نگردید و همواره در برابر نامردمی‌ها، مغرورانه بانگ برداشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; حلم تو را به حمله دشمن چه التفات؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; البرز را چه باك ز سنگ فلاخن است!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2009 04:56:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از میرزا تا اوباما</title>
<link>http://srbiausociology.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>در تاريخ سياسي ايران از حاجي ميرزا آغاسي رئيس الوزراي دوره قاجاريه به عنوان شخصيتي نام برده شده که اشتباهات فراواني کرده است.گرچه مشکل اصلي ميرزا اين بود که بعد از شخصيت هايي همچون اميرکبير پا به عرصه گذاشته بود و هر کس ديگر جاي او بود، به همين سرنوشت دچار مي شد ولي به هر حال تاريخ از او به نيکي ياد نکرده است. از اين شخصيت تاريخي که بسيار پيرايه ها بر او بسته اند و حتي گاهي به سخره اش گرفته اند، داستان هايي نقل مي شود که جاي تامل بسيار دارد و نشان مي دهد که وي در مواردي پربيراه نگفته و نرفته است. يکي از اين داستان ها ماجراي چاهي است که حاجي دستور داده بود مغني ها بکنند. هرچه پايين مي رفتند اين چاه به آب نمي رسيد. يک روز که حاجي سر چاه آمده بود، يک مغني از پايين چاه فرياد زده بود که «حاجي اين چاه به آب نمي رسد» و اضافه کرده بود که کار عبثي است کندن آن چاه. حاجي در پاسخ به چاه کن گفته بود اگر چاه به آب نمي رسد، تو که به نان مي رسي. پس ادامه بده. اين نقل قول مدت هاي مديد است که اسباب خنده و مطايبه جماعت ايراني است و هرجا که مي خواهند از خطاکاري يک شخصيت سياسي نام ببرند، اين داستان را بازگو مي کنند غافل از اينکه سال ها بعد و در اوج اوضاع وخيم اقتصادي امريکا- سال 1929 ميلادي- بزرگ ترين اقتصاددانان امريکايي ناچار شدند کار حاجي ميرزا آغاسي را در سطح وسيع براي سامان دادن به اقتصاد امريکا پي بگيرند. آنان پيشنهاد دادند براي ايجاد رونق در جامعه بايد بيکاران را به کار گرفت حتي به گونه يي که يکي گودال حفر کند و ديگري گودال حفر شده را پر کند. منطق اقتصاددانان اين بود که به اين ترتيب براي افراد بيکار کار ايجاد خواهد شد. آنان قدرت خريد پيدا مي کنند، در نتيجه اقتصاد کساد ميل به رواج مي کند. با همين منطق، امريکاييان بيشترين شاهراه هاي ارتباطي، جاده ها و حتي پل ها و راه آهن ها را ساختند و اتفاقاً اين سياست که بعدها منتقداني نيز پيدا کرد، موفق شد جامعه امريکا را از مشکل اقتصادي برهاند. بعد از امريکا، آلمان شکست خورده در جنگ جهاني دوم نيز همين سياست را پي گرفت و بزرگ ترين شاهراه هاي اروپا را ساخت و همه معتقدند که رمز شکوفايي اقتصاد بعد از جنگ آلمان همين زيرساخت ها بوده است. اين موضوع را داشته باشيد تا خدمت شما عرض کنم در خبرهاي مربوط به امريکا که اکنون بدترين بحران اقتصادي خود را بعد از حدود 80 سال تجربه مي کند، ديدم آقاي اوباما رئيس جمهور تازه انتخاب شده آن کشور برنامه هاي جديد تدارک ديده است تا از شمار بيکاران امريکايي بکاهد که از جمله اين برنامه ها بايد به ساخت و ساز و به ويژه ساخت جاده ها و شاهراه هاي جديد ارتباطي اشاره کرد . 
&lt;P&gt;در واقع آنچه حاجي ميرزا آغاسي بيش از يک قرن پيش به عنوان يک تئوري بر زبان رانده بود و ما او را به سخره گرفته بوديم چند بار باعث احياي اقتصاد امريکا، آلمان، حتي به نوعي ايتاليا و ديگر کشورهاي دنيا شده است. موضوع و منطق اين تئوري بسيار روشن است. ايجاد کار يعني پولدار شدن بخشي از جامعه. اين پول به هر حال خرج مي شود و رکود را تبديل به رونق مي کند و...مي ماند ذکر اين نکته که ما ايرانيان نيز به جاي به سخره گرفتن حاجي ميرزا آغاسي مرحوم، مي توانيم به منطق گفته او توجه کنيم. البته به جاي چاه مي توان جاده، پل، راه آ هن و تاسيساتي ساخت که نيازي به مواد اوليه وارداتي نداشته باشد و با يک تير دو نشان زد؛ هم سازندگي را رواج داد و هم براي بيکاران شغل ايجاد کرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Feb 2009 13:35:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=srbiausociology&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>srbiausociology</dc:creator>
<guid>http://srbiausociology.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
