![]() |
![]() |
|
| وبلاگ برخي دانشجویان کارشناسی ارشد علوم اجتماعی |
|
روش شناسی علوم اجتماعی
The Methodology of the Sosial Sciences نويسنده : ماکس وبر مترجم : حسن چاوشيان ناشر : نشر مرکز 8-720-305-964 : ISBN تعداد صفحه : 272 قطع : رقعی
اين کتاب ترجمه ی فارسی سه مقاله از مقاله های ماکس وبر درمورد روش شناسی است که درمجموع حاوی انديشه هايی پرمايه و راهگشا در زمينه مسايل و معضلات روش شناسی علوم اجتماعی هستند.وبر در اين جستارها به مصاف اين پرسش بنيادی کانتی می رود که((حصول معرفت علمی به پديده های اجتماعی و فرهنگی, چگونه امکان پذير است؟)) اکنون درابتدای قرن 21, درست همانند زمان نگارش اين مقاله ها -دودهه قبل از جنگ جهانی اول و آغاز قرن بيستم- مباحث روش شناسی هنوز گسترده ترين و مهمترين زمينه مجادله و مواجهه فکری جريانهای رقيب درعرصه علوم اجتماعی است. دردوره تاريخی نگارش اين جستارها نيز مهمترين مسايل مورد بحث نه مسايل اصلی و محتوايی علوم اجتماعی بلکه مسايل روش شناختی بودند. يعنی نه مسايل تئوريک بلکه مسايل متاتئوريک. وبر درسخت ترين دوره حيات ذهنی خود درگير همين مباحث منطقی و فلسفی علوم اجتماعی شد. |
|
+ نگارش شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:13 توسط علي اميني |
|
|
مقدمه :هنر به عنوان مقوله ای از مقوله های معرفت قابلیت زیادی برای بررسی جامعه شناختی دارد.هنر پدیده پیچیده ای است که دارای جنبه های مختلف و تاثیرو تاثر های متفاوت در جوامع گوناگون و حتی در یک جامعه خاص است. در جامعه شناسی هنر اگر چه موضوع واحد است ولی با اتخاذ دید گاه های متفاوت برای بررسی این موضوع واحد شاخه های مختلفی از بررسی ایجاد خواهند شد . این شاخه ها را می نوان به دو گروه کلی تقسیم کرد:1-بررسی هنر به شیوه توصیفی 2-بررسی هنر به شیوه علی در شکل اول مطالعه به بررسی صوری هنر محدود می شود. بررسی علی بدین معناست که محقق آن طورکه وبر می گفت از اینجا شروع نمی کند که هنر ها وجود دارند بلکه از ابتدا می پرسد هنر ها چرا و چگونه به وجود آمدند؟مطالعه توصیفی به عنوان ماده خام برای مطالعه علی مورد استفاده قرار می گیرد. رویکرد های سه گانه جامعه شناسی هنر:سه رویکرد اصلی در حوزه جامعه شناسی معرفت وجود دارد (توکل1987)این رویکردها شامل رویکرد فلسفی –رویکرد جامعه شناختی-ورویکرد فلسفی-جامعه شناختی به معرفت می شود. اولین رویکرد فلسفی یا وجود شناسانه است و مبنای وجود شناختی برای معرفت قائل است به این معنا که معرفت به صورت ناب وجود دارد. رویکرد دوم جامعه شناختی یا غایت شناسانه است و معرفت را به هدف بر می گرداند. سومین رویکرد فلسفی- جامعه شناختی و متاثر از نظریه معرفتی شلر است. وی معتقد است که نه جامعه و نه معرفت هیچکدام علت دیگری نیستند بلکه معرفت به صورت ناب وجود دارد. تعریف هنر:عده ای هنر را پدیده ای ماورائی و آسمانی و عده دیگری آنرا کاملا مادی و دنیوی قلمداد کرده اند. به عقیده کروچه هنر یعنی شهود یا دید. هنر عبارتست از دید یا شهود . هنر پیشه یک تصویر یا شبحی می سازد و کسی که از هنر محظوظ می شود نظر را متوجه نقطه ای می کند که وی نشان داده است و از روزنه ای که او باز کرده نگاه می کندو همان تصویر را در ذهن خود به وجود می آورد.اصطلاحات شهود –دید-تماشا-تخیل-وهم-تصور اشکال و...الفاظی هستند تقریبا مترادف. نظریه های جامعه شناسی هنر: نظریه هگل:نظریه هگل در مورد هنر دو جنبه دارد :اول اینکه وی در مورد هنر گذشته صحبت می کند .ثانیا فلسفه هنر راابزار علمی فهم طبیعت هنر می داند . هنر در اندیشه هگل از ایده مطلق نشات می گیرد و غایت آن به نمایش حسی امر مطلق است.بنا بر این محتوای آن ایده است در حالی که شکل آن عبارتست از ترکیب منظم محسوسات. از نظر هازر عام ترین ویژگی معتبر هنر اصالت منحصر به فرد بودن و شخصیت غیر قابل تکرار آن است. یک ویژگی ممتاز که هاوزر (1982) آنرا به هنر نسبت می دهد این است که آثار هنری نمایش دهنده تامیت زندگی هستند. منظور هاوزر از این عبارت "آن رابطه بی واسطه میان احساس و بودن است که در آن انسان با همه تمایلات –علایق و عملیات متهورانه اش دخیل است"(صفحه3)هاوزر ادامه ادامه می هد که یک چنین تامیتی در زندگی انسان تنها در دو موقعیت ممکن می شود یکی در پیچیدگی وجود هر روزه معمولیو دیگری در قالب هنر. آدورنو در مقاله "یک انتقاد اجتماعی بر موسیقی در رادیو (1945)موسیقی در رادیو را به عنوان یک نوع از کالا در معنای اقتصادی آن در نظر می گیرد.آدورنو معتقد است که موسیقی در رادیو برای توده ها چیزی جز سرگرمی نیست. از طرف دیگر برای صنعت ارتباط یک ابزار پنهان است که توده ها را کنترل می کند هوا خواهی استانداردشده آنها را افزایش می دهد و آنها را از انتقاد به واقعیت های اجتماعی باز می دارد. نظریات آدورنو در مقاله "تعهد"(1978)وی به حوزه هنر به طور کلی گسترش داده است در این مقاله او به دو رویکرداساسی نسبت به هنر و وظیفه آن در جامعه اشاره می کند که عبارتند از رویکرد هنر متعهد و رویکرد هنر خود مختار یا هنر برای هنر. آدورنو می گوید هنر متعهد "که ضرورتا بعنوان هنر از واقعیت مستقل است فاصله بین این دو رانابود می کند (صفحه30) آدورنو می گوید هنر متعهد آثار هنری خود مختار "واقعیت تجربی را نا دیده می گیرند نابود کننده را نابود می کنندنابود کننده ای که صرفا وجود دارد و با صرفا وجود داشتن موجب تکرار بی پایان گناه می شود.(313:1978 |
|
+ نگارش شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:55 توسط علي اميني |
|
|
تعريف روش تحقيق مبناي يك كار را از نظر علمي، سيستماتيك، نظام مند بودن و بر پايه علت و معلول تعريف تحقيق با ريشه حق در باب تفعيل به معني در آوردن حق مطلب تعريف علم شناختي است از پديده ها به طور تجربي، منطقي، سيستماتيك (به نظم نظام مند) جهت يافتن قانون ويژگي هاي علم ابطال پذيري، تكرار پذيري، تجربه پذيري انواع منطق قياس: از كل به جزء، كلي است، مي توان در مرحله كلي رآي داد استقراء: از جزء به كل. مبناي علمي قوي دارد. توجه بيشتر به برنامه ريزي و يافتن ريشه ها دارد تمثيل: بناي استدلالي ندارد چون بنايي منطقي براي استدلال ندارد. طبقه بندي علوم فلسفه، رياضيات، نجوم، هندسه، فضائي آناتومي، پزشكي، زيست شناسي، علوم طبيعت ادبيات، هنر، فلسفه، علوم انساني طبقه بندي علوم براي تخصصي تر شدن آن و پرداختن به نياز هاي خاص تر انسان است. علم تجربي از روابط كمي پديدارها صحبت مي كند به منظور يافتن قوانين علم: حركت از مجهول به معلوم است. از دانستن در مقابل ندانستن براي شناخت و درك حقيقت و پي بردن به چرائي هاي مطالب. تحقيق علمي: شخص محقق را به مثابه حركتي است كه نابينا با عصا انجام مي دهد. عصاي محقق: ابزار تحقيق و روش سند شدن در مقابل اقداماتي كه بايد انجام شود. دانشمند: كشف حقايق مي كند و بايد با ابزار تحقيق آشنا باشد. شناخت علمي: پي بردن به علت مسئله براي رسيدن به حقيقت مطلب عنوان تحقيق: علت بالا رفتن قيمت مسكن در تهران و تأسي آن در شهر هاي بزرگ بيان مسئله: گران شدن مسكن در تهران با توجه به عدم افزايش جمعيت عدم اتفاق هاي مورد خاص علي رغم ساخت و سازهاي زياد با وجود آنكه 30% از خانه هاي مسكن نيز خالي مي باشند اگر مسكن نيست چرا خاليست اگر مصالح نيست پس چرا ساخت و ساز زياده اگر توزيع عادلانه است پس چرا بازار سياه وجود دارد. بيان مسئله يا موضوع تحقيق: عبارتست از شرايطي كه در ذهن محقق يا پژوهشگر به وجود آمده و ايجاد سؤال كرده و نتيجتاٌ پروهشگر را واداشته تا در آن مورد تحقيق كند و به كند و كاو بپردازد. مثل افزايش قيمت زمين، آپارتمان و ... مسئله عنوان شده: مشكلي است كه محقق به حل آن علاقمند است و مي خواهد به هر شكل ممكن راه حل آن را پيدا كند و خود را به هدف برساند. هنگامي كه محقق چنين تفكر يا خواسته اي دارد مي توان به اين نكته رسيد كه وي موضوع و مسئله تحقيق خود را پيدا كرده است اما در بسياري موارد اتفاق مي افتد كه محقق از بيان آن به صورتي كه ديگران نيز آن را درك كنند و احساس مشابه داشته باشند عاجز است. توجه: به خاطر داشته باشيم كه بيان مسئله معمولاٌ به صورت سؤال صورت نمي گيرد اما محتواي مسئله غالباٌ پرسش هاي زيادي را در بردارد. اين همه خانه خاليست اما از گراني نمي شود خانه خريد، عجيب است كرايه رفته بالا اقتصاد= توليد + توزيع توليد= بر مبناي نياز بيان مسئله به صورتي مطرح مي شود كه چگونگي بررسي متغير يا متغير هاي تحقيق، مكان و دامنه تحقيق و وسعت زمينه تحقيق را مشخص كند به بيان ديگر به گونه اي بايد باشد كه متغير ها و مكان و وسعت دامنه مشخص شود. منظور از چگونگي بررسي متغير يا متغيرها اين است كه بايد مفهوم توسعه و مسئله تحقيق معلوم شود كه در اين تحقيق مراد يا منظور ما توصيف سطحي يا مطالعه و مقايسه جامع و عميق و يا آنكه بررسي روابط موجود و تعيين همبستگي ها و بالاخره يافتن روابط علت و معلول در تحقيق است. يك قاعده كلي براي بيان مسئله موضوع تحقيق اين است كه كليه سؤالات به روشني و وضوح پاسخ داده شوند: 1) چه كسي كار پژوهش را انجام مي هد (دانشجو) 2) چه متغير يا متغيرهايي مورد نظر است كه بايد در تحقيق تحت مطالعه قرار گيرد 3) چگونه پژوهش انجام شود 4) پژوهش يا تحقيق در كجا و در چه محيطي و در چه محدوده اي مورد بررسي قرار مي گيرد 5) زمان پژوهش، چه وقت و در چه دوره زماني يك طرح شامل مراحل بالا در يك خط يا يك پاراگراف هدف تحقيق، بيان مسئله، اهميت تحقيق، فرضيه يا مخاطب تحقيق، سؤالات ويژه تحقيق، محل تحقيق عنوان: بيان مسئله: هدف تحقيق: (در يك پاراگراف) Think Global, Apply Local فرضيه: حدس يا گمانه زني است آگاهانه علمي قابل بررسي، مرتبط با موضوع كه بتواند به كمك هدف تحقيق بيايد، رابطه دقيق با مسئله تحقيق دارد، قابليت آزمايش دارد. 1- فرضيه براساس تأثير تفاوت دو يا چند متغير (مستقل و وابسته) بكارگيري مديريتي خشك و مستبد در مقايسه با مديريت مشورتي و قابل انعطاف در بازدهي كار كاركنان يك كارخانه 2- فرضيه بر پايه همبستگي و رابطه چند متغير با يكديگر بررسي عوامل مؤثر در ورشكستگي صنايع كارخانجات و اقتصاد كشاورزي مثال: عنوان: تأثير نگرش ديني به عقب ماندگي ما در جهان معاصر بيان مسئله (مشكل): برا ما چه گذشت كه بنا بود الگوي جهانيان شويم و سهم ما از دين تنها جه شد فرضيه: آيا نحوه نگرش مذهبي ما تأثيري بر اين سياه زخم داشته است روش: باتمسك بر استاداني چون.....، پيمايشي، ميداني هدف: بر آنم كه راه و مرهمي بر اين عقب ماندگي يابم روش گردآوري اطلاعات: آمار و اطلاعات، مصاحبه، پرسشنامه، اسنادي، كتابخانه متغير: آنچه بيش از يك ارزش به آن اطلاق شود. تعريف متغير: واژه متغير به ويژگي يا فاكتوري اطلاق مي شود كه بيش از يك ارزش به آن اختصاص داده شده است و تغييرات را از فردي به فرد ديگر يا موضوعي به موضوع ديگر يا شيئي به شيئي ديگر نشان مي دهد. مثال: قد، وزن، رنگ، ... كه از انواع متغيرها محسوب مي شود. در كنار اين لازم است بدانيم متغيرها يا گسسته اند يا پيوسته. متغير گسسته: فقط مجموعه اي از ارزش هاي معين به آن اختصاص داده مي شود مثل تعداد اعضاي خانواده يك نفر كه 5/1 نفر نداريم. بررسي موقعيت اقتصادي خانواده بر پيشرفت تحصيلي فرزندان پيوسته مثل اندازه ها، زمان كه از هم جدا نمي شود در علم آمار و تحقيق، متغير ها به 3 دسته مستقل، وابسته و مزاحم تقسيم مي شوند. متغير مستقل: متغيري است كه محقق يا پژوهشگر مي تواند در آن تغيير و اصلاح ايجاد كند و دستكاري آن منطبق با خواست پژوهشگر است. متغير وابسته: تأثير متغير مستقل بر آزمودني، آنچه كه مورد بررسي ماست متغير وابسته را نشان مي دهد. در مثال بالا: پيشرفت تحصيلي دانش آموز بر اثر تأثير و تأثر وضعيت اقتصادي متغير وابسته را نشان مي دهد. متغير مزاحم: در بسياري از مواقع موجب پيدايش انحراف در تحقيق مي شود يعني پژوهشگر ناخواسته گرفتار پرسش هاي پديد آمده در ذهن پژوهشگر مي شود كه ضربه به كار تحقيق وارد مي آورد زيرا عمده ترين تفاوت تحقيقات علوم مادي يا فيزيكي و علوم انساني وجود متغيرهاي ناخواسته يا مزاحم در امرتحقيق است. متغيري متغير مستقل است كه تأثير گذار باشد. انواع فرضيه: فرضيه يك سويه: فرضيه اي كه در آن پژوهشگر هم مقصود و منظور خود را به صراحت و بدون هيچگونه ابهامي ابراز مي دارد و قوياً مصر است كه اين چنين است و بيانيه ضمني به ذهن پژوهشگر بيان گر مطلب است. مثال: به نظر مي رسد كه عدم توجه وزارت كار در اخراج افراد افغاني شاغل در كار، عامل عمده نارساني هاي و غيره در امر مسكن باشد. فرضيه دو سويه: غالباً متأسفانه مد تحقيقات امروز شده است در بيشتر اوقات موجب سردرگمي محقق شده است و خود محقق هم نمي داند دنبال چيست چون آنقدر در پهلو صحبت كرده كه رشته اصلي مطلب از دستش گسيخته است. مثال: به نظر مي رسد كه سيستم بهداشت و درمان ما احتياج به بازنگري دارد. توصيه به پژوهشگران: دنبال فرضيه دو سويه هيچگاه نرفته زيرا تبعات دو پهلو سخن گفتن را دارد. محدوده تحقيق: منطقه و محدوده جغرافياي اجراي طرح و تحقيق. بررسي مراكز آموزش از راه دور در منطقه 20 آموزش و پرورش تهران بزرگ جامعه تحقيق: بيان جزئي و دقيق تمامي افراد و يا عناصر مورد مطالعه، دانش آموزان، مقطع دبيرستان، دختر، نوبت اول، سال دوم (مقطع تحصيلي- سن- جنس- پايه تحصيلي- منطقه- شهر) محدوديت تحقيق: عدم دسترسي به آمار دقيق و امساك سازمان ها و افراد در بيان آمار، اطلاعات و تمامي آنچه محقق بدان نياز دارد. در اين بخش و پس از اتمام كارهاي اين بخش به بخش: من اين را توصيه مي كنم مي رسد و راه هاي گذر از اين مرحله را به محققان بعدي توصيه مي كند كه خود راهي است در تميز تحقيق و كپي. اهميت تحقيق: پژوهشگر جهت پي بردن به اهميت تحقيق به بررسي جوانبي از تحقيق مي پردازد كه داراي مزيت هايي است و اين مزيت ها اولويت تحقيق وي را مي رسانند به تحقيق داشته باشد كه چرا اين موضوع را انتخاب كرده است؟ جواب: به منظور يافتن راهكارهاي مطلوب و و ارائه آن به مسئولين ذيربط. روش هاي عمده تحقيق - تحقيق تجربي - تحقيق برآوردي و پيمايشي ميداني، توصيفي، پس رويدادي، سنجشي، كاربردي و گاهي بنيادي - ارزيابي و توصيفي - تحقيق تاريخي روش تحقيق پيمايشي: گردآوري اطلاعات با طرح و نقشه قبلي براي توصيف، پيش بيني و تجزيه و تحليل روابط بين متغيرها. در پيمايش نقشه را از قبل داريم مثل بررسي ميزان وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد اسلامي در سازمان هاي دولتي مثل بررسي ميزان جمعيت شاغل در كشور مي دانيم كه پيمايش همان سنجش است، ميخواهيم كه بدانيم سپس تعميم دهيم. مورد يك، Case Study كوچك است و نتايج آن به ساير واحدها قابل تسري نيست ولي بررسي وضعيت اشتغال در كل كشور يك پيمايش است چون يك مورد نيست. مواردي كه تحقيق نيستند بلكه تحقيق نما هستند 1- تحقيق تنها جمع آوري اطلاعات نيست 2- تحقيق تنها انتقال حقايق از جائي به جائي ديگر نيست 3- تحقيق تنها جستجوي اطلاعات نيست 4- تحقيق تنها يك شعار تبليغاتي و خود و ديگر فريبي نيست طرح تحقيق شامل مراحل زير مي باشد 1- بيان مسئله 2- فرضيه 3- اهميت مسئله 4- تعاريف و اصطلاحات 5- مروري بر ادبيات تحقيق ( هركس به فراخور تحقيق خودش، در حوصله تحقيق خود اطلاعاتي، ولو از روزنامه ها جمع آوري مي كند، دسته بندي مي كند و درجه بندي مي كند كه عندالزوم با راهنمائي استاد راهنما و مشاور منتخب از آنها به عنوان ادبيات تحقيق در نظر گرفته مي شود). 6- يافته ها 7- تجزيه و تحليل 8- نتيجه گيري روائي Validity بيانگر اين است كه سوال واقعاٌ آنچه را بايد اندازه بگيرد مي گيرد؟ طرح پرسش هاي درست با عباراتي كه ابهامات آن به حداقل ممكن برسد شرط اساسي روائي پرسش نامه است. (معنائي اصطلاحات بايد به روشني تعريف شود به طوريكه براي همه پاسخ دهندگان مفهوم واحدي داشته باشد). پايائي Reliability يا تكرار پذيري مربوط به ثبات يعني حصول يك نتيجه به طور مكرر با اجراي مجدد پرسش نامه و مقايسه نتايج آن با پرسش نامه قبلي مي تواند اعتبار و پايائي آن را استنباط كرد. روش هاي مرتبط با اهداف تحقيق پيمايش 1- با تكيه بر واقعيت نمائي در زمينه مورد مطالعه به گردآوري اطلاعات پرداخته و نتايج به طور كمي به تصوير كشيده مي شود. 2- مطالعه مقايسه اي. در اينجا نيز به توصيف آنچه كه در واقعيت رخ داده مي پردازيم، البته اين كار علي نيست و تحليل نمي كند چون فاقد فرضيه است و بناي آن اينگونه است. 3- يافتن همبستگي بين دو يا چند متغير كه در اينجا ارتباط مثبت و منفي آنها را پيدا مي كند، اين كار تقريباٌ فراتر از و مورد قبلي يعني روش هاي مقايسه اي و واقعيت نمايي است. اما مورد عالي تر آن: 4- مطالعه علي پديده ها بدون دخالت مستقيم در آنهاست. در اينجا محقق داراي فرضيه است و بنابراين با دست پر به كار مي پردازد و تنها با ذكر و وصف و غيره خود را مشغول نمي كند. چارچوب نظري يك الگوي تحقيق مفهومي است مبني بر وجود روابط تئوريك ميان شماري از عواملي كه در مورد مسئله پژوهش با اهميت داده شده اند. پديد آوردن چنين چارچوب مفهومي به ما كمك مي كند تا روابط خاصي را در نظر بگيريم و آنها را بيازمائيم و درك خود را در زمينه پويائي هاي موقعيتي كه قرار است پژوهش در آن صورت گيرد بهبود بخشيم. براي جمع آوري اطلاعات تكيه بر چهار نكته اساسي داريم: 1- استخراج اطلاعات، آمار، ارقام و فيگورهاي مرتبط با موضوع تحقيق كه مي بايست به آن استناد شود يعني پايه اصلي كار تحقيق مبنتي است بر آمار 2- نظر خواهي از افراد صاحب نظر و ذيصلاح در اينجا ناگزير به استفاده و توزيع پرسش نامه مي شويم. در اين مرحله مجموعه سؤالاتي كه پژوهشگر طراحي مي كند بايد با توجه به نيازهاي اطلاعاتي جهت گردآوري داده ها تدوين شود. زيرا اساساٌ به سؤالاتي پاسخ داده مي شود كه اطلاعات مورد نياز محقق براي تجزيه و تحليل آن مورد نياز است. 3- انواع پرسشنامه از رايج ترين طرح پرسش نامه، پرسشنامه عادي با نام و بي نام است. تعدادي سؤال به دنبال يكديگر نوشته مي شوند. براي هر يك از سؤالات جواب هاي احتمالي يا جاي خالي منظور مي كنيم. پاسخ دهنده جواب سؤال را در قسمتي كه مشخص كرده ايد را مي نويسد يا اگر جاي خالي براي آن مشخص كرده ايد. مثل طيف ليكرت خصوصيات يك پرسشنامه مناسب" 1- معمولاٌ بايد داراي مقدمه كوتاه و روشن باشد و به موضوع مهمي مربوط باشد 2- تعداد پرسش ها از حد معمول بيشتر نباشد. بين 15 تا 20 سؤال 3- سؤالات پرسشنامه براساس هدف تحقيق تنظيم گردد. 4- پرسشنامه بايد پاسخگو را جذب كرده منظم و مرتب باشد. 5- سؤالات پرسشنامه با بيان ساده مفهوم و حتي الامكان كوتاه باشد 6- پرسشنامه همراه با دستورالعمل تكميل آن بوده و چگونگي پاسخ به سؤالات مشخص شود 7- سؤالات اوليه سؤالاتي باشد كه پاسخگويي به آنها آسان تر است. 8- در تنظيم سؤالات توالي زماني و موضوعي در نظر گرفته شود. 9- پرسش ها از لحاظ فرهنگي طوري باشد كه پاسخگو را به واكنش منفي برنيانگيزد 10- پرسش ها داراي يك نظم روان شناختي باشد. از سؤالات كلي به اختصاصي پيش رود. 11- قبل از اجراء از روايي و پايايي آن اطمينان حاصل شود. 12- در پرسشنامه هايي كه خيلي طولاني هستند سؤال هاي مهم در آخر پرسشنامه قرار داده نشود. 13- بين سوالات رابطه منطقي برقرار باشد. 14- پرسشنامه بايد حسن ختام داشته باشد و در پايان پرسشنامه بر محقق واجب است كه از پاسخگويان تشكر و قدرداني كند. نكات ضروري در تدوين سؤالات: 1- از سؤال هاي نامفهوم و مبهم پرهيز شود. 2- از سؤالات هدايت كننده اجتناب شود. 3- از سؤالات پيچيده پرهيز شود. 4- از سؤالات دو وجهي كه شامل دو سؤال در يك پرسش است اجتناب شود. 5- از سؤالات مستقيم كه موجب تحريك و حساسيت پاسخ دهنده (آزمودني) مي شود خودداري شود. 6- تا جائي كه ممكن است از ارائه سؤال هاي منفي خودداري شود. 7- از تنظيم سؤالاتي كه پاسخ آنها در دسترس نيست يا با مشكل موجه مي شود خودداري گردد. معايب و محاسن استفاده از پرسشنامه: محاسن: 1- با پرسشنامه اطلاعات وسيعي با سرعت زياد گردآوري شود. 2- به زمان كمتري براي پاسخگويي و تكميل نياز دارد. 3- هزينه آن نسبتاٌ پائين است. 4- افراد زيادتري را مي توان مورد پرسش قرارداد 5- امكان تبديل داده ها به كميت و سپس تجزيه و تحليل و سنجش همبستگي گوناگون بين آنها را مي دهد. 6- استفاده از پرسشنامه يكسان را براي كليه پاسخ دهندگان 7- عدم تأثير گذاري پرسشگر بر روي پاسخ دهنده 8- گردآوري سريع داده ها 9- پايداري پاسخ ها 10- عيني بودن پاسخ ها كه به طور كامل مي توان آن را از قضاوت شخصي محقق تفكيك كرد. 11- وجود فرصت كافي براي پاسخ كنندگان جهت ارائه جواب هاي نسنجيده * اگر چنانچه نكات مهم به نظر شما مي رسد و من از طرح آن غافل مانده ام اينجانب را راهنمائي فرمائيد. معايب: 1- نبود ارتباط بين پرسشگر و پاسخگو در صورتي كه نياز به توضيح باشد. 2- درنظر نگرفتن تفاوت هاي فردي پاسخ كنندگان 3- پاسخ به سؤالات كليه ابعادي رفتاري پاسخ دهنده را نمي سنجد 4- محدوديت در كميت پاسخ 5- در همه موارد قابل استفاده نيست 6- احتمال بازنگشتن پرسشنامه به ويژه پرسشنامه هايي كه با پست ارسال مي شود زياد است. چارچوب گزارش تحقيق الف) بخش اول يا پيشگفتار (10صفحه) 1- صفحه عنوان 2- قدرداني 3 – فهرست محتوا 4- فهرست جداول 5- فهرست نمودارها ب) سازمان اصلي گزارش 1- مقدمه 1-1- بيان مسئله: پرسش هاي خاصي كه بايد به آنها پاسخ داده شود، فرضيه هاي مورد آزمايش 2-1- اهميت مسئله 3-1- هدف هاي مسئله 4-1- پيش فرض ها، محدوديت ها و حدود مطالعه 5-1- تعريف اصطلاحات مهم 2- مروري بر ادبيات مربوط به تحقيق، تحليلي از تحقيق هاي پيشين (تحقيق مرتبط) (20صفحه) ادبيات تحقيق بايد از نوع اطلاعات باشد كه مرتبط با تحقيق باشد و در تحقيق از آن استفاده كرده باشيم، در غير اين صورت بي مورد بوده و حذف مي شود. 3- طرح تحقيق 1-3- روش هايي كه به كار رفته است 2-3- منابع داده ها 3-3- روش هاي جمع آوري داده ها 4-3- توصيف ابزارها و وسائل جمع آوري داده ها 4- ارائه داده ها و تحليل آنها 1-4- متن يا مفاد تحقيق 2-4- جداول 3-4-نمودارها 5- خلاصه و نتيجه گيري 1-5- بين مجدد مسئله 2-5- توصيف روش هاي به كار گرفته شده 3-5- يافته هاي اصلي و نتيجه گيري 4-5- توصيه براي پژوهش هاي بعدي ج) بخش منابع 1- فهرست منابع 2- پيوست ها |
|
+ نگارش شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:33 توسط علي اميني |
|
|
جامعه شناسي روستائي علوم اجتماعي به مجموعه اي از علوم گفته مي شود كه هر يك به بررسي و مطالعه جنبه اين از حيات اجتماعي بپردازد. 1) محمدوده وسيع مثل سياست، اقتصاد، حقوق و ... 2) محدوده كوچك به معناي اخذ يا خاص كلمه جامعه شناسي مثل انسان شناسي يا انسان شناسي، جمعيت شناسي، روان شناسي اجتماعي، جغرافياي انساني جغرافياي انساني (رابطه انسان و آب)، آمار (عصاي دست علوم اجتماعي)، و كمي تاريخ جامعه شناسي: يكي از رشته هاي علوم اجتماعي است كه پديده هاي اجتماعي (Fenomenon) را در جوامع تطور يافته با روش علمي مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهد و هدف آن كشف روابط بين پديده هاست. تطور= طور به طور، گونه به گونه، شكل به شكل، گاهي فرايند مثبت گاهي منفي. تحول= تغيير اساسي مثل تأثير كشف آتش در زندگي انسان انواع جوامع بر اساس پيچيدگي ساختاري الف) جوامع تطور يافته جوامعي كه هزاران سال پيش از مرحله گردآوري خوراك گذشته و وارد مرحله زندگي دهكده اي شده اند. گردآوران= جمع آوري كننده، مثل ماهيگيري، شكار توليد= كشاورزي 1) تطوريافته صنعتي- فرآيند صنعتي را پشت سر گذاشته 2) تطوريافته سنتي (غيرصنعتي) ب) جوامع تطور نيافته (ابتدائي) Primitive انواع پديده هاي اجتماعي 1) مورفولوژي اجتماعي عناصر بيروني جامعه، ريخت شناسي: نژاد، پيدايش شهرها، پراكندگي جمعيت، فيزيولوژي اجتماعي 2) فيزيولوژي اجتماعي عناصر بيروني جامعه، خانواده، دولت، حزب، سازمان ها، آموزش و پرورش، روستا 3) جريانات اجتماعي مكاتب، ديدگاه هاي نظري، فلسفي ايدئولوژيكي، ايسم ها شبه جريانات: پانكيسم 4) هيجانات اجتماعي هيجانات انبوه خلق، آتش زدن اتوبوس بعد از مسابقات فوتبال پديده هاي اجتماعي همان واقعيت هاي اجتماعي اند كه عيني و جمعي و ملموس اند. توسعه روستائي از سال 1340 شروع شد. اولين سرشماري سال 1335 تعداد 18.000.000 در ايران و 1.700.000 در تهران بود. آمار گيري كشاورزي براي اولين بار در سال 1339 اتفاق افتاد. اولين منبع و مأخذ جامعه شناسي روستائي از خانم لمپتن بود قبل از سال 1371 يعني قبل از اصلاحات ارضي. ده، قريه، روستا ده نشيني در اروپا بين 7-6 هزار سال تخمين زده شده در آسيا بين 14-10 هزار سال سال پيش در ايران: روستا، شهر، عشاير در اروپا: روستا، شهر استعمار از زمان ناصرالدين شاه رخ داد كه ايرانيان از روس ها شكست خوردند. در عصر نوسنگي--- دهكده به وجود آمد، كشف كشاورزي، تربيت حيوانات عصر پارينه سنگي- عصر ميان سنگي- عصر پارينه سنگي آبادي: هر جائيكه نشان از فعاليت انساني در مناطق غيرشهري دارد. مزرعه: مزرعه مستقل: مزارع مكانيزه مستقل. ده نيست. مزرعه تابع: نقطه اي كه كشاورزي در آن انجام مي گرفته و مربوط به ده خاصي مي شده، مالكيت مستقل نداشته در ابتدا ساكني نداشته بعد از ازدياد جمعيت ساكن دار هم شد. مكان: در آن كار غير كشاورزي انجام مي شود مثل مرغداري، كارخانه، استخرهاي پرورش ماهي انقلاب عصر نوسنگي بشر گردآور تبديل به بشر توليد كننده مي شود. توليد خوراك، يكجانشيني، تشكيل دهكده، شكل گيري ابتدائي نهادهاي اجتماعي، مثل دولت به صورت رئيس قبيله ملاك يا شاخص هاي تعريف ده و شهر جمعيت: ده: جمعيت زير 5000 نفر روستا شهر: جمعيت بالاي 5000 نفر روستا كاركرد اقتصادي ده: كشاورزي (زراعت و باغداري) و دامداري شهر: صنعت، تجارت، خدمات توان خودكفائي: ده: توان بالقوه خودكفائي داشته باشد. يعني يك امكانات اوليه بوده كه درآن مكان سكونتگاه ايجاد شده. روستاهاي جنب شهر: روستاهائي كه تغيير كاربري پيدا كرده اند و تبديل به روستاهاي خوابگاهي شده و جذب شهر شده اند. شهر: توان خودكفائي نداشته است. توان خودكفائي (اقتصاد روستائي معيشتي) زراعت، دامداري، صنايع دستي، باغداري مورفولوژي روستاها به لحاظ نوع سكونت گاه: 1) روستا با مساكن متمركز 1- روستا هاي قلعه اي شكل خراسان، مركزي، كرمان، قم، گرمسار، ورامين در مناطق كوهستاني و جنگلي روستاي قلعه اي نداشتيم 2- روستا با نظم فشرده و توده وار با خانه هايي چسبيده به هم بالاتر از سطح زمين 3- روستاهايي كوچه اي شكل يا طولي شكل در كنار جاده اي يا رودخانه اي 2) روستا با مساكن متفرق در ايران مساكن متفرق نبوده- در شمال كشور روستا با مساكن نيمه متفرق بوده و با فاصله كنار هم قرار مي گرفتند چون امنيت بيشتري برقرار بود.. حياط داشتند، درخت ميوه و سبزي كاري. به دو صورت محله بالا و پائين مزارع در دره قرار مي گرفته كه بتوانند از آب استفاده كنند. مزارع در ايران: باز و نيمه پراكنده است. بدون حصار كه سكونتگاه جاي ديگري قرار داشت. مزارع در آمريكا: بسته و حصار بوده. اين مزارع همان روستا ها بودند كه با فاصله كنار هم قرار داشتند. روستا به لحاظ موقعيت جغرافيايي - روستاهاي كوهپايه اي: روستاي روي تپه- قزوين - روستاهاي جلگه اي يا دشتي: مركز ايران، سكونت گاه در ارتفاع قرار دارد، شيراز - روستاهاي كوهستاني: زمين در اين روستاها كم است و كار مردم بيشتر دامداري است. خلخال - روستاهاي كويري: بيرجند علل تفرق و تمركز مساكن روستائي: 1) آب مهم ترين منبع در ايران قنات بوده، جائي كه آب از آنجا بيرون مي آمده را مظهر مي گفتند (گاهي با مادر چاه 70 كيلومتر فاصله داشته) كه روستاها براي آب رساني آسان تر در كنار اين مكان تشكيـل مي شـده نزديك به هم و نزديك به قنـات قرار مي گرفتند. روستا ها شايد يك قنات و يا شايد چندين قنات داشتند. در ايران از قبل كلاٌ 40.000 قنات بوده كه 10.000 قنات باقي مانده است. قنات گناباد قناتي است كه عمر هزار سال به بالا دارد. مربوط به دوره هخامنشي. 2) امنيت امنيت در مناطق مركزي كم بوده پس خانه ها به هم نزديك ساخته مي شد. 3) خويشاوندي 4) بنه: و ايجاد خانه هاي به هم چسبيده جامعه ايران جامعه اي ايلي، عشايري است. روابط بيش از ضوابط به روابط مي پردازد. جمعيت شناسي: به مطالعه حركات، ساخت و تركيب جمعيت ها مي پردازد. 1- حركات جمعيتي:
1- روستا به شهر 2- روستا به روستا علل اقتصادي، اجتماعي فرهنگي، جغرافيايي و سياسي حركت ها مورد مطالعه قرار مي گيرد.
شاخص هاي جمعيت: (در ارتباط با حركت در زمان) ميزان ولادت، مرگ و مير كودكان، رشد جمعيت، متوسط عمر و اميد به زندگي، ميزان مرگ و مير، ميزان باروري، ميزان ازدواج و طلاق 2- ساخت جمعيتي: 1- ساخت جمعيت جوان 2- ساخت جمعيت پير در جهان سوم جمعيت جوان است. و در جوامع صنعتي پير. رشد جمعيت: ميزان مرگ و مير از ميزان ولادت بالاتر است. مهاجرت ها: 1- روستا به شهر 2- روستا به روستا
* موقت- فصلي بيشتر در نقاطي صورت مي گرفته كه ارتزاق از طريق كشاورزي (زمين زير كشت) و دام كم بوده و به سختي صورت مي گرفته، عوامل توليد مثل آب كم بوده، روستائيان در فصل ركود به شهرها براي كار مراجعه مي كردند. در كشاورزي از آبان تا اسفند ادامه داشته. بيشتر درروستاهاي كوهستاني صورت مي گرفته. در ايران يكي از نقاط مهاجرت داشته منطقه خلخال بوده، نقطه ديگر مهاجرفرست سيستان و بلوچستان به منطقه گرگان بود. روستائيان روستا را ترك نمي كردند خانواده نيز حركت نمي دادند. * دائمي: به قصد سكونت دائم به شهر مي آيد.
- مهاجرت هاي عادي هميشه همه جا بوده و هست، مثل ادامه تحصيل، ازدواج، تغيير شغل پدري - مهاجرت هاي همگاني يا گسترده، دسته جمعي، انفجار مهاجرتي، بنه كن، اضطراري EXODE بارزترين آن در زمان انقلاب صنعتي اروپا اتفاق افتاد، نياز به كارگر پيدا شد و كارگران از نقاط دور براي كار مهاجرت كردند. انگلستان. مكانيزاسيون كشاورزي باعث كم شدن نياز به نيروي كار بود. اصلاحات ارضي مورد ديگري بود. عامل مهم مهاجرت: نياز جمعيت دنيا در زمان مسيح 300 ميليون نفر بوده در آغاز قرن 17، بين 700 تا 750 ميليون نفر در قرن 20 سير صعودي از 20 ميليون نفر تا كنون سير نزولي مهاجرت روستائي در ايران: 1) مهاجرت آرام در اصلاحات ارضي سال هاي 41 تا 49، در شهر نه دافعه بود نه جاذبه. ترانزيستور وجود داشت. 2) مهاجرت تند بعد از اصلاحات ارضي سال هاي 50 تا 56 حركت از روستا به شهر كند بوده، (بر اساس فرمول جمعيت شناسي قوه جاذبه شهرها و نيروي دافعه روستا ها را عامل مهم مهاجرت مي دانستند) 3) مهاجرت انفجاري Exode مهاجرت از تند به حالت انفجاري تبديل مي شود. 1- ثابت ماندن قيمت محصولات كشاورزي كه تناسبي با افزايش سطح زندگي نداشت 2- بالا رفتن قيمت پترودلار 3- افزايش قيمت زمين ها و پرداخت غرامت دولت به مالكين كه صرف كارهاي ساختماني شد 4) از 58 مهاجرت دوباره شروع شد. توزيع نيروي كار در كشورهاي در حال توسعه 1- كشاورزي (دامداري- شكار) 70%-75% جمعيت 2- صنعت با ورود به شهر ها كه زود هم اشباع شد 3- خدمات 40% جمعيت تخصصي و ساده، هر چه بخش تخصصي مثل پزشكي و معلمي بيشتر باشد بهتر است. توزيع نيروي كار در كشورهاي توسعه يافته خدمات- صنعت- كشاورزي قشربندي اجتماعي در جامعه روستائي طبقه: از ديدگاه ماركس 1- طبقه اي كه صاحب ابزار توليد است 2- طبقه اي كه فاقد ابزار توليد است ديدگاه هاي ديگر: جامعه متشكل از قشرهاي متفاوت با پايگاه هاي اجتماعي خاصي است. قشر پديده يا مقوله اي است كه جزئي ار طبقه مي تواند باشد. وبري ها به غير از مالكيت به اقتدار هم در رابطه با طبقه اشاره مي كنند. طبقه: يك گروه اجتماعي بزرگ است كه پايگاه هاي متنوعي را در برداشته باشد و داراي اشتراكات يا ويژگي هايي نيز باشند. قشربندي در جامعه روستائي 1- قبل از اصلاحات ارضي فاقد اقتدار و مالكيت صاحب اقتدار يا مالكيت زارع صاحب نسق (زارع با حق كشاورزي) مالك خوش نشينان: فقير- نسبتاً مرفه مباشر كدخدا داروغه گاوبند دشتبان 2- بعد از اصلاحات ارضي مالكين: 1- تيول داران: در شهر زندگي مي كردند 2- رؤساي ايلات عشاير: ده مي خريدند سر راه خودشان كه در آن زندگي نمي كردند 3- عناصر بورژوازي شهر شامل تجار و بازرگانان شهر (بورژوازي بازار): در آمدشان را ده مي خريدند. شامل بورژوازي اداري: صاحب مقامات مديركل، وزير، معاون وزير (ده مي خريدند) شامل بورژوازي نظامي: از سرگرد به بالا روحانيون 6 دانگ: 6 وجه يك خانه- مالكيت كامل اجاره دارها: از مالكين، ده را اجاره مي گردند كدخدا: كد= خانه، محل كدبانو= رئيس خانه انتخاب كدخدا به عهده مالك است، بعد معرفي به بخشداري مي شد و براي اولين بار وارد سيستم اداري و دولتي مي شود. مثل: سربازگيري، ارتباط با ژاندارمري، گزارش ژاندارمري، گرفتن شناسنامه و غيره به عهده كدخدا بود. در انقلاب اسلامي كدخدا حذف شده و جايش را شوراي انقلاب اسلامي گرفت و بعد سمت محول شد به دهدار، بخشدار، فرمانداري، استانداري، وزارت كشور عوامل ديگر دولتي: سپاه دانش، سپاه بهداشت، خانه انصاف، خانه ترويج داروغه: در روستاهاي بزرگ مالك غير از كدخدا شخص ديگري را جهت مسائل امنيتي مي گمارد. داروغه حكم رئيس پليس را داشته. دشتبان: عهده دار حفاظت از مزارع و از گزند حيوانات يا دزدان محصول گاوبند: از 5 عامل يك عامل را كه گاو باشد را داشت. رعيت: الف) زارعين صاحب نسق صاحب زمين نبودند، اختيار داشتند زمين را زير كشت ببرند، حق نسق داشتند نسق= نظم و ترتيب امكانات مربوط به يك زمين به آنها تعلق مي گرفت. چيزي كه عرفي است و قانون نيست. كسي كه در دهي قدمت داشته، پدران و خانواده اش براي مدت ها آنجا زندگي مي كردند، خودش روي زمين كار مي كرده پس حق نسق مي گرفت. يك قشر از رعايا كه پايگاه اجتماعي آنان از خوش نشينان بالاتر بود. صاحب زمين نبودند ولي بعد از اصلاحات ارضي زمين دار شدند. ب) خوش نشينان 1) نسبتاً مرفه: دسته اي كه صاحب شغل بودند، مغازه داشتند، گاو اجاره مي دادند، حمام داشتند، نجار بودند، آهنگر بودند 2) فقير(بي چيز): آفتاب نشين يا خوش نشيني كه هيچ چيز نداشتند، فقط نيروي كار داشتند، اينان اولين گروه مهاجران به شهرها بودند. نظام قشربندي روستايي پس از اصلاحات ارضي بيگانگي اجتماعي: پس از انجام اصلاحات ارضي و تقسيم زمين هاي كشاورزي مابين زارعين صاحب نسق و تبديل انان به خرده مالكان از سوئي و تعلق نگرفتن زمين به خوش نشينان روستائي و ماندن آنان در همان وضعيت سابق شكاف طبقاتي بين اين دو قشر ايجاد گرديد كه منجر به بيگانگي اجتماعي گرديد. مراحل سه گانه تقسيم اراضي: 1- تقسيم روستاهاي مالكان داراي بيش از يك روستا 2- تقسيم روستاهاي مالكان داراي يك روستا 3- تقسيم اراضي روستاهاي جامانده بين مالك و زارع تقسيم اراضي در نظام زراعي بنه: مناطق مركزي، خراسان و فارس داراي نظام زراعتي بنه بوده كه در آن زراعت و كشت و كار زارعين صاحب نسق به صورت گروه هاي 4 تا 9 نفره بين مناطق مختلف اين تعداد متغير بوده است انجام مي گرديده است. در اين گروه ها معمولاٌ مسن ترين فرد گروه يا كسي كه داراي اقتدار بوده است به عنوان مدير گروه بوده و به وي سربنه اطلاق مي شده است. قشر دوم زارعين متخصص و متبحري بودند كه زير نظر سربنه كار مي كردند و معمولاٌ از دو نفر تشكيل مي شدند كه به آنان وربنه مي گفتند. قشر سوم در اين گروه زارعيني بودند كه فاقد تخصص خاص بوده و به آنان برزگر مي گفتند. سربنه از سوي مباشر، مالك و يا كدخدا تعيين گرديده و زير نظر آنان كارمي نمود. سربنه به كارهاي تخصصي از قبيل: بذرپاشي و تعيين ميزان بذر، آب رساني و مواردي از اين دست به كمك و معاونت بنه وران و كارهاي غيرتخصصي كه نياز به زور زيادي داشت به عهده برزگران بوده است مانند شخم، نگهباني خرمن، درو و ... تقسيم محصول نيز به اين گونه بوده است كه پس از تقسيم محصول بين مالك و زارعين، سهم كل گروه بر تعداد گروه تقسيم و همگي سهم برابري داشتند. در اين ميان سربنه جهت مديريت خويش بر زارعت از سوي مباشر و يا مالك مستحق دريافت بخشي از محصول به عنوان تقدير و يا پاداش بوده است. پس از اصلاحات ارضي در سال اول هر گروه به طور مشترك بر روي زمين كار كرده و مانند روال سابق زراعت و سپس سهم خود را دريافت نمودند اما به دليل انگيزه اي بسيار قوي تملك فرد بر زمين و سهم خود اين همكاري به تدريج منسوخ و پس از مدتي هر يك از زارعين از گروه جدا شده و در نهايت پس از چند سال ديگر بنه از بين رفت. از ميان رفتن مديريت مالك به واسطه تقسيم اراضي باعث ركود كشاورزي گرديد كه اين مشكل با تقويت تعاوني توليدي و فروش محصول بايد از بين مي رفت كه متأسفانه اين بخش به دليل مقاصد سياسي و پيگيري ننمودن اهداف اقتصادي تقسيم اراضي تضعيف گرديد. خانواده روستائي: انواع نهادهاي اجتماعي« 1- نخستين يا اوليه (نهادهائي فراگير بين جوامع مختلف كه پيش و پس از فرد وجود داشته و از ابتدا وجود داشته و به صورت تدريجي تكامل يافته است) 2- دومين يا ثانويه (نهادهايي مانند سنديكا و حزب كه در تمامي جوامع ديده نمي شود و قديمي نبوده اند انواع خانواده: الف) خانواده هسته اي: شامل پدر، مادر و فرزندان ازدواج نكرده (2 نسل) خانواده هسته اي با ملحقات يا اضافات: افرادي از خانواده مرد يا زن به خانواده ملحق مي شوند. خانواده هسته اي در ايران از حمايت شبكه خويشاوندي برخوردار است. داراي دو بعد خويشاوندي است، خويشاوندان زن، خويشاوندان مرد ب) خانواده گسترده: شامل زندگي سه نسل از خانواده در كنار هم و زير يك سقف (3نسل) انواع خانواده گسترده: 1-ب) گسترده مادرسالاري: مربوط به جوامعي كه در مرحله گردآوري خوراك بوده و پدر براي شكار از محيط خانواده دور بوده و مادر علاوه بر پرورش فرزندان به كشاورزي، دامداري پرداخته و مركز ثقل خانواده بوده اند. 2-ب) گسترده پدر سالاري: خانواده هاي پدرنامي و مادر نامي: در خانواده گسترده پدرسالاري رسم بر نامگذاري فرزند بر نام و شهرت پدر و در خانواده مادر نامي نام خانوادگي مادر ملاك تعيين نام خانوادگي فرزند است. خانواده هاي پدر مكاني و مادر مكاني: در صورتي كه پس از ازدواج مرد و زن، زن در محل مسكوني مرد سكني گزيند خانواده پدر مكاني و اگر مرد به ملك مسكوني زن ساكن شود مادر مكاني ناميده مي شود. در خانواده هاي مادرسالاري ديده مي شود. خانواده هاي پدرسري و مادرسري: به دليل حاكميت قانون در خانواده ها اكنون خانواده هاي پدرسالار و مادرسالار كه اقتدار بي حد و حصري بر فرزندان داشتند امروزه خانواده هاي پدرسري يا مادرسري بين دانشمندان علوم اجتماعي مرسوم گرديده است. خانواده يك واحد زيستي يا بيوتكنولويكي است كه مبتني بر ازدواج است. خانـوار يك واحد آماريست شامـل افرادي كه زير يك سقف زندگـي مي كنند، دور يك سفره غذا مي خورند، داراي يك هزينه اقتصادي مشترك هستند كه ممكن است هم خون نباشند. خانواده يك نفري داريم اما خانوار تك نفري نداريم.
تضاد نقش ها مربوط به جامعه شهري است. اختلاط نقش ها در جامعه روستائي اتفاق مي افتد. خانواده ستاكي: در اروپاي غربي، به صورت خانواده گسترده سه نسل با هم زندگي مي كردند. موجب پايداري نظام فئودالي در اروپا شد. ارث ميان فرزندان تقسيم نمي شد. مجموع ارث پدر به فرزند ارشد مي رسيد و فرزند ارشد صاحب و مالك تمام آنچه پدر داشته مي شد. اشرافيت مداوم مبتني بر ملك داري يا زمين داري در اروپا وجود داشت و بي ثباتي سياسي مي شد و ملك از قومي به قومي ديگر منتقل مي شد. ولي در ايران به دليل تقسيم ارث بين فرزندان اين طور نبوده. زادروگاه: خانواده دسته جمعي و گروهي كه مايملك تقسيم نمي شده و متعلق به همه بوده. افراد اتاق جداگانه داشتند اما بقيه مناسبات به صورت اشتراكي انجام مي شد. اين نوع خانواده در بعضي مناطق يوگسلاوي شرقي ديده مي شد. اگر كسي از محدوده خانواده خارج مي شد ارثي به او تعلق نمي گرفت. ويژگي خانواده روستائي: درون گروهي، عموميت ازدواج، سن ازدواج پائين، ميزان باروري بالا. مشكل غالب حالت بهره برداري حالت مزارع بوده است. مزارع همان سهم بري است. قرارداد بين 2 نفر كه مالك زمين است و كننده كار و محصول بين آنها تقسيم مي شدكه درصدهاي تقسيم در مناطق مختلف متفاوت بود و به صورت اشاعه به صورت توافقي بود. از ديدگاه بعضي، نظام مزارعي به صورت غيرعادلانه بوده در جاهايي مثل شمال كشور كه آب زياد بود، ديگر حالت مزارعي نبود بلكه اجاره اي بود. انواع مالكيت وبهرهبرداري روستائي انواع مالكيت: پيش از اجراي طرح اصلاحات ارضي در ايران چهار نوع مالكيت درعرف جامعه روستايي وجود داشته است:دولتي، وقفي،سلطنتي و خصوصي. 1- مالكيت دولتي (خالصه): اغلب مجتمعهاي كشت و صنعت دركشور تحت مالكيت و مديريت دولتي اداره ميشد: مجتمع كشت وصنعت هفتتپه- مغان و قزوين نمونههايي از اين دست هستند. اين نمونه ها وزمينهاي باير ميان شهرها توسط سلاطين وپادشاهان به نزديكان و متمولين داده ميشد. پس ازاصلاحات ارضي سال 1340 اين اراضي به روستائيان فروخته شد. 2- مالكيت وقفي (اوقافي): برخي از روستاها وحتي اراضي شهري ايران بصورت مالكيت وقفي هستند. بدين معني كه كل روستا، شهرك ويا بخشي از شهر تحت تملك افراد خير متمول وقف شدهاست.وقف به دو صورت است: الف)وقف عام: درآمد وقف صرف امورمذهبي يا امورخيريه ميشود(بقاع متبركه و حرم امام رضا(ع) ياوقف پرورشگاه،آسايشگاه و موسسات بهزيستي) ب)وقف خاص:همانند وقف فرزند ذكور كه گرچه از آن بهرهبرداري صورت ميگيرد اما حق فروش ملك به ديگري وجودندارد.اين نوع وقف اززمان صفويه رايج گرديد و بدليل ترس از تصرف اراضي توسط دولت وسلطنت به اين شكل وقف ميشد تا يكپارچگي و تماميت اراضي از بين نرفته و تحت مديريت فرزند بزرگ پسر اداره و از اجاره يا محصولات آن استفاده گردد. 3- مالكيت سلطنتي(پهلوي): اين اراضي تنها به دوران سلطنت رضا شاه پهلوي مربوط ميگردد. پيش ازاين اراضي تحت اختيار شاه، يا سلطنتي بوده يادولتي. اما در زمان وي اراضي خاصي-بيشتردرشمال ايران(گرگان-رشت و...) به تملك وي درآمده و بين خانواده وورثه وي تقسيم گرديد. در سالهاي پس از 1330محمدرضا شاه دستورخريد اين راضي از ورثه شاه و تقسيم آن بين روستائيان دراقساط 15 ساله داد.وراث رضاخاني بااين پول بنياد پهلوي رابنانهادندكهازثروتمندترين موسسات دوره پيش بودند. 4- مالكيت خصوصي: براساس برآوردها پيش ازاصلاحات ارضي 75% اراضي روستايي متعلق به بخش خصوصي و 25%متعلق به بخش دولتي، سلطنتي و وقفي بوده است. اراضي خصوصي درايران سه دسته بودهاند: الف)مالكيت بزرگ(6دانگي): متعلق به خوانين و اربابان. ب) مالكيت متوسط(دانگي): فرزندان اربابان و خوانين كه هر روستا بصورت دانگي بين چند فرزند تقسيم شده بود. ج) مالكيت خرده مالكي: ارث پدري درروستاهاي بدون ارباب و با وسعت هاي 10-4 هكتار. انواع نظامهاي بهرهبرداري درروستاهاي ايران: 1-بهرهبرداري مستقيم (مستقل خانوادگي- خردهمالكي يا بهرهبرداري خانوادگي): استفاده مستقيم و مستقل روستائيان از زمينهاي خود. 2-بهرهبرداري غيرمستقيم: مالك ازطريق زارعين زمين هاي خودرابه زير كشت برده كه بدو شكل مزارعه(سيستم5عامل-سهمبري) و اجاره داري است.البته در نخيلات واراضي زيركشت باغات خرما نوع ديگري از بهرهبرداري بنام غارس و مالك نيز وجود داشته است. ü دراولين آمارگيري كشاورزي ايران (سال 1339)، بهرهبرداري مستقل خانوادگي 29%، مزارعه 59% و اجارهداري12% قيدشده است. كه بدليل نقص تعريف واژه خردهمالك دراين آمارگيري (اربابان وارث ارباب پيشين و روستائيان مالك زمين هردو خرده مالك خطاب شدند) سهم بهرهبرداري مستقل بايد بسياربيش از 29% باشد. ü درآمار سازمان خواروبار و كشاورزي جهاني (فائو) ميزان اجارهداري 3%اعلام شده است كه با آمار ما مطابقت نداردو علت آن نقص تعريف اجاره داري است كه هم اجاره روستا به مالك دوم و هم اجاره قطعه زمين به يك زارع را اجارهداري ميناميم در حالي كه اجاره نوع اول مالكيت اربابي مزارعه است. (با اين بيان 80% مزارعه، 17-15% مستقل و 3-5% اجاره داري است). ü بهرهبرداري مستقل خانوادگي: در روستاهاي فاقدمالك كه اغلب هم روستاهاي كوچك و فاقدزمينهاي بزرگ و حاصلخيز را شامل ميشود روستائيان خودبرروي زمينهاي خويش كشت وزرع نموده وداراي استقلال بودهاند امادر برابرحوادث طبيعي مانند خشكسالي،سيل،آفات و ساير بحرانها فاقد هيچگونه پشتيباني و حمايت هستند كه در صورت بروز چنين حوادثي مجبوربه ترك خانه و كشت وكار شده و مهاجرت خواهند نمود. ü بهرهبرداري مزارعه: پنج عامل عمده در كشاورزي سنتي (آب- زمين-بذر-كارو وسيله شخم مانند گاو و تراكتور) عامل تعيين كننده در سهم محصولات كشاورزي دركشت مشترك است. بالاترين آمار كشت حتي در آمارنادرست نيزمربوط به اين نوع كشت است. مزارعه نوعي بهرهبرداري مبتني بر سهم است و محصول بر اساس عرف محل بين مالك و زارع تقسيم ميگردد. ازلحاظ تئوريك فرض بر اين بوده كه هر يك ازعوامل پنجگانه سهمي مشخص در تقسيم محصول دارند يعني اگر فردداراي دو عامل بوده 2 سهم از محصول به وي تعلق ميگرفت. اما درعمل اين تقسيم بندي مطابق با تهيه عوامل فوق نبوده و مبتني بر عواملي بوده كه عوامل مسلط ناميده ميشوند: مثل آب كه مهمترين عامل در كشاورزي ايراني است. عامل مسلط علاوه بر آب در هر محلي چيزي بوده است مثل شخصيت واقتدار مالك و ارباب – شرايط اقليمي-حاصلخيزي ومرغوبيت خاك و ... و با آن تقسيم محصول صورت ميگرفته است. مزاياي مالك در اجاره: چه محصول خوب باشد چه بد، مالك اجاره خود را مي گيرد. سلف خر: محصولي كه هنوز به دست نيامده را از توليد كننده با قيمت پائين مي خريدند. واسطه هايي كه عملاٌ درتوليد هيچ نقشي ندارند از آفت هاي زندگي روستايي به شمار مي رفتند. مزاياي زارع در اجاره داري: زارع براي اقدامات انجام شده روي زمين و محصولش آزاد بود و مالك فشاري نمي آورد كه چه بايد بكارد و غيره و مي توانست محصولات را به بازار بفروشد ولي در صورت آفت زدن يا خشكسالي، زارع هيچ حمايتي نمي شد. تقاوي (مساعده): مالك به روستايي كمك مي كرده نظام غارس و مالكي: درمورد نخلستان ها اجرا مي شد. در مناطق جنوب و فارس. تمامي اراضي متعلق به مالك بود. مالك اراضي خود را به افرادي واگذار مي كرده كه بتوانند نخل بكارند. غارس همان شخص نخل كار بود. پايگاه اجتماعي غارس از زارع بالاتر بود. چون بعدها صاحب درخت مي شد. گاهي زمين متعلق به مالك باقي مي ماند و تنها درخت ها به غارس واگذار مي شد. گاهي مالك درختان خوب را انتخاب مي كرد (به گيري) دوباره درختان خودش را براي نگهداري دوباره به غارس واگذار مي كرد و سپس محصول بين آنها تقسيم مي شد. خراس: مسئول ارزيابي درختان بود قبل از اينكه محصول چيده شود و از طرف مالك انتخاب مي شد. پس از اصلاحات ارضي به هم خورد و اكنون نظام بهره برداري خانوادگي وجود دارد. زمين بعد از اصلاحات ارضي و تحولات در بهره برداري قبل از اصلاحات ارضي شكل غالب بهره برداري مزارعي بود. بعد از اصلاحات ارضي شكل غالب بهره برداري خانوادگي بود و در كنار انواع ديگر بهره برداري اصلاحات ارضي در سه مرحله انجام شد: اصلاحات ارضي: محدوديت مالكيت و الغاء نظام ارباب رعيتي. لغو ارباب رعيتي. مالكيت محدود بود. تمام مالكيني كه بيش از يك ده داشتند، يك ده را براي خودشان نگه مي داشتند و بقيه را به دولت بايد مي دادند.- مرحله اول توسط حسن ارسنجاني انجام شد و 16000 ده در اصلاحات ارضي شدند. سال 1341 مرحله اول اصلاحات 1) كشيده شدن جمعيت روستايي به بازار مصرف 2) ترس نظام سرمايه داري از تسري انقلاب دهقاني چين به رهبري مائو به همه جا سال 1343 مرحله دوم اصلاحات ارضي تقريباً اهداف اقتصادي به هم خورده بود. در اين مرحله دست مالكين را باز گذاشتند: با ارائه 5 پيشنهاد: 1- مالكين به ميل خودشان روستاهان را به زارع اجاره بدهند. 2- زارعين با مالكين توافق كنند و مالكين زمين هاي خودشان را به زارعين بفروشند. قيمت را مالك تعيين مي كرد. 3- به نسبت تقسيم محصول قبل از اصلاحات ارضي در سيستم مزارعهَ، زمين بين زارع و مالك تقسيم شود كه باز هم اختيار دست مالك بود و البته مالك مي بايست زمين را مكانيزه كشت كند. 4- خريد حق ريشه، در مواردي كه اراضي ده كوچك مي بود مثلاً كمتر از 200 هكتار، مالك مي توانست يك پول يا حق نسقي به زارع بدهند و روستايي را از زمين بيرون گند، به شرط اينكه زمين كشاورزي به صورت مكانيزه كشت شود و شاخص هاي مكانيزه شدن در آن رعايت شود مثلا استفاده از تراكتور، استفاده از چاه عميق، بذر مرغوب، كارگر زارعي كه مزد روزانه بگيرد. 5- تشكيل واحدهاي سهامي زارعي (نه شركت سهامي) مثلاً در منطقه بيرجند. مالك و رعيت قرارداد مي بستند و يك واحد سهامي درست مي كردند و به نسبت عوامل 5 گانه توليد سهم بر مي داشتند. سال 1346 مرحله سوم اصلاحات ارضي 5 پيشنهاد دوره قبل تبديل به دو پيشنهاد شد: 1- مالكين با توافق زارع زمين را بفروشند يا 2- به نسبت تقسيم محصول قبل از اصلاحات ارضي زمين بين آنها تقسيم شود كه چون زمين سهم زارع خيلي كم بود ديگر كاري با اين زمين نمي شد انجام داد اغلب زارع به شهر مهاجرت مي كرد و مالكين هم زمين را كشت نكردند. اين مرحله تا سال 1353 هم ادامه پيدا كرد. بعد از سال 1350 در آخرين مرحله در مورد زمين هاي وقف تصميم گيري كردند و اوقاف بعد از اصلاحات ارضي باطل شد. نتايج اصلاحات ارضي: 1-يكي از بحران هاي شديد پس از اصلاحات ارضي بحران مديريت در آن زمان بود. مشكل آب، لايروبي قنات ها، حفر قنات هاي جديد 2- اضافه درآمد سهم زارع كه بر اثر خروج مالك اتفاق افتاد، بخشي صرف نيازهاي ارضاء نشده او شد و بخشي هم صرف هزينه هاي كاذب مي شد. در نتيجه حتي وام هايي كه تعاوني ها هم به كشاورزان داده بودند صرف امور كشاورزي نشد. مشكلات كلاً به دليل فروپاشي مديريت قديمي و عدم استقرار مديريت جديد بود. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نگارش شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:32 توسط علي اميني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بايگاني |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ محیطی است برای تبادل آرا’، نظریات و دانش برخی دانشجویان رشته های علوم اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران. در این راه دست دوستی و همفکری به سوی شما دراز نموده و از تراوشات ذهنیتان بهره خواهیم برد. یا حق
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ شخصي آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
روش تحقیق در علوم اجتماعی جامعه شناسی ادبیات وهنر جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی روستایی |
|
RSS
|